باران غزل
حرف هایی از جنس بلور
نویسنده: م-ن - دوشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩۱

تصور کن برنده یک مسابقه شدی و جایزه ات اینه که بانک هرروز صبح یک حساب برات باز می کنه و توش هشتادوشش هزاروچهارصد دلار پول می ذاره  ولی دوتا شرط داره یکی اینکه همه پول را باید تا شب خرج کنی، وگرنه هرچی اضافه بیاد ازت پس می گیرن و نمی تونی تقلب کنی و یا اضافهٔ پول را به حساب دیگه ای منتقل کنی .


هرروز صبح بانک برات یک حساب جدید با همون موجودی باز می کنه شرط بعدی اینه که بانک می تونه هروقت بخواد بدون اطلاع قبلی حسابو ببنده و بگه جایزه  تموم شد حالا بگو چه طوری عمل می کنی؟ او زمان زیادی برای پاسخ به این سوال نیاز نداشت و سریعا ..... همه ما این حساب جادویی را در اختیار داریم ،زمان، این حساب با ثانیه ها پر می شه.

هرروزکه از خواب بیدار می شیم هشتاد و شش هزارو چهارصد ثانیه به ما جایزه می دن و شب که می خوابیم مقداری را که مصرف نکردیم نمی تونیم به روز بعد منتقل کنیم لحظه هایی که زندگی نکردیم از دستمون رفته دیروز ناپدید شده هرروز صبح جادو می شه و هشتادو شش هزاروچهارصد ثانیه به ما می دن یادت باشه که من و تو فعلا از این نعمت برخورداریم ولی بانک می تونه هروقت بخواد حسابو بدون اطلاع قبلی ببنده

ما به جای استفاده از موجودیمون نشستیم بحث و جدل می کنیم و غصه می خوریم بیاییم از زمانی  که برامون باقی مونده لذت ببریم.

کدهای اضافی کاربر :


style="display:none">

فال حافظ


فال حافظ


Online User Online User

قالب میهن بلاگ تقویم جلالی


Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت

آمارگیر حرفه ای سایت

http://blogcod.parsskin.com/zibasazi/mazhabi/60.gif www.shereno.com

قالب وبلاگ

تماس با ما

كد ماوس