باران غزل
حرف هایی از جنس بلور
نویسنده: م-ن - چهارشنبه ٥ مهر ۱۳٩۱
به جای آنکه عاشقانه انتخاب کنیم و بعد عاقلانه زندگی کنیم عاقلانه انتخاب کنیم و عاشقانه زندگی کنیم...
 
  
دعــای خیـر مادر در کنج خانه سالمندان فرزنـد را شرمنده می کند.

به دنیا آمد تا دختر کسی شود ، ازدواج کرد تا همدم کسی شود
بچه دار شد تا مادر کسی شود ، برای همه کسی شد، اما خودش بیکس ماند...
 یکی از بزرگترین عیب آدما این است که عاشقانه ترین روابطشان را به خاطر حرف دیگران به گند میکشانند...
 
عظمت آدمای بزرگ از برخوردشون با آدمای کوچیک مشخص می شود....
 
بعضی دوستی ها مانند دوستی تام و جری می ماند از صبح تا شب تو سر هم می زنند
اما بدون هم نمی توانند زندگی کنند...
 
هیچگاه دلت رو به روزگار که دریایی از نا امیدیست نسپار
دلت رو به خدا بسپار که دریایی از امیدست.....
 
اگه آدم ناشکری هستی همین الان خدا رو برای داشته هات شکر کن...
 
حقیقت محض...
 تو دنیای به این بزرگی..
فقط پدر مادر هستند که حاضراً مثل پاک کن، خودشون رو کوچیک کنند تا اشتباهات ما را پاک کنند...
 
روزی رفیق برای حفظ جان رفیقش خود را جلوی گلوله مینداخت..
و امروز رفیق، از رفیق خود سکویی میسازد که پا بر روی او گذارد و پیشرفت کند...
 
مهم نیست چه اندازه ای هستی
مهم اینه که واسه حقت بجنگی

مرحبا به غیرتت...

   

 عشق را عاشق شناسد...
 به سلامتی بچه‌هایی که پول خرید یه دوچرخه رو ندارن اما دلشون پاک و     بی ریاست
 
دست پر مهر پدر و مادر تنها دست هایی هستند که اگر کوتاه از دنیا هم باشند از تمام دستها بلند ترند...
 
درود بر تو پدر بزرگوار که تو این سن و سال هم هنوز واسه یه لقمه نون حلال زحمت میکشی.
 
زمین خوردن چه زیباست اگر هدف بوسیدن خاک پای مادر باشد...
 
همه از راه رفتن زیر بارون لذت نمیبرن
کدهای اضافی کاربر :


style="display:none">

فال حافظ


فال حافظ


Online User Online User

قالب میهن بلاگ تقویم جلالی


Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت

آمارگیر حرفه ای سایت

http://blogcod.parsskin.com/zibasazi/mazhabi/60.gif www.shereno.com

قالب وبلاگ

تماس با ما

كد ماوس